ابزار وبمستر

بسم الله الرحمن الرحیم... به پایگاه شخصی بنده خوش آمدید....امیدوارم بتونیم با گفتمان و تفکر و مطالعه کشورمون رو اصلاح کنیم.....

شرح حال من

علی صادقی

در گرمای یک تابستان شیرین که بچـه ها در شادی تعطیلات مدرســه بودند، در تهران بدنیا آمـدم.بهترین دوران زندگی ام را در کوچه پس کوچه های خاطره‌انگیز تهران سپری کردم. دوران شیرین دبستان و راهنمایی را در بهترین شرایط با بهترین تجربیات گذراندم. شاید علاقه‌مندی ها و احساسات خاص من وسبک زندگی ام بخاطر شکوفایی استعدادهایی بود که در این دوران داشتم. اکنون دانشجوی کارشناسی فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه علوم اسلامی رضوی و طلبه خراسان هستم. علاقه مند به مسائل سیاسی و اعتقادی و امیدوار به اصلاح و رشد جمهوری اسلامی ایران و تمدن اسلامی. من یک انقلابی اصلاح طلبم. اصلاحی حسینی نه آمریکایی؛ مرگ بر منافقین و سازش‌کاران.
من ع.ص هستم.

عناوين برگزيده 1

بايگاني

لينک هاي مفيد

۳ مطلب با موضوع «نقد فیلم و مستند» ثبت شده است

نقدی بر مستند هاشمی زنده است

سیاسیتحلیلنقد فیلم و مستند

نقدی بر مستند هاشمی زنده است

بهترین فرصت برای اینکه نشان دهیم که نقد باید سازنده باشد و نه غرض ورزانه، همین جاست. در حالیکه تقریباً دو سال از مرگ یکی از ارکان نظام ایران میگذرد، شجاعت هنری میطلبد تا چنین اثری را خلق کرد. از این جهت قابل تحسین و تشویق است. اما شرق و غرب زندگی هاشمی به این کوتاهی نیست که بتوان در صد دقیقه را آن را گفت و جمع بندی کرد. هاشمی رفسنجانی را اگر بخواهیم منصفانه و دقیق و با رویکردی انتقادی به جریان فکری وی بررسی کنیم، ده‌ها قسمت مستند حائز شرایط میطلبد. از آنجاییکه این امر ممکن نیست، بهتر است هاشمی را بصورت مقطعی و موضوعی بررسی کرد و برای هر کدام از این مقاطع یک مستند ساخت؛ آن هم نه بنام شخص هاشمی، بلکه بنام همان موقعیت؛ مک فارلین، قطع نامه598، مجلس خبرگان، فتنه88 و موضوعات کثیر دیگر.

اما نقدی بر ساخت مستند هاشمی زنده است؛ مستند به اعتبار صداقت و عدم غرض ورزی در جوامع هنری و علمی مورد احترام قرار میگیرد و اگر انتخاب سکانس‌ها و تصاویر آرشیوی و یا حتی انتخاب موسیقی، مخاطب را به شک بیاندازد، دیگر نمیتوان اثربخشی آن مستند را پذیرفت. اولین نقدی که در ربعی از فیلم در اثنای فیلم به آن پی بردم همین بود.

ما زمانی به سوی مستند آرشیوی روی می‌آوریم که چندین دهه از حوادث و رویدادهای موضوع گذشته و تنها آرشیو است که میتواند بعنوان کارکترها و سوژه های ما، شاهد تاریخی ما باشند. اما هنگامیکه سوژه شما تنها دو سال است که در قید حیات نیست و صدها انسان و شخصیت موافق و مخالف دارد، چرا نباید در این مستند حضور یابند و گفتگو کنند؟ علت آن ممکن است تعجیل در امر  نگارش فیلنامه نویسی مستند و تحقیقات ناکافی بوده باشد که من معتقدم، یا ناشی از یک دیکتاتوری محض یا ترس مخفی که مخالفان معتقدند!

ما نمیتوانیم به همین سادگی یک شخصیت پیچیده و عمیق را تحلیل و ارائه کنیم. خطر پروپاگاندا ما را موظف میکند که در خصوص این مستند هشدار دهیم. هاشمی رفسنجانی را نمیتوان کلی تحلیل کرد؛ چرا که اولاً نه بخاطر ترس از جمعیت کثیر طرفدارانش، بلکه بخاطر کارنامه شلوغ و طولانی او، نمیتوان همه چیز را در یک یا دو مورد خلاصه کرده و تحلیل ارائه داد. هاشمی رفسنجانی اگر صاحب نظریه سرمایه داری و لیبرالیسم ایران است و ریل گذاری های اشتباه اقتصادی او هنوز ادامه دارد، اما نقاط روشنی در زندگی خود دارد که میتوان تلنگر و عبرتی برای هم‌قطاران فعلی او باشد.

 دوماً بدعت بدی در فضای رسانه ایجاد خواهد شد و نگاه های افراطی موجود طرفین، شخصیت های نظام را آن گونه که خود بخواهند، نشان خواهند داد و اینجا تنها تاریخ ذبح خواهد شد.

در یک جمله اگر بخواهیم توصیفی داشته باشیم باید بگوییم: از جهت فتح باب خوب بود اما مستندی جریان ساز و جریان سوز نبود و نه تنها نتوانست حقایق را آنگونه که واقع است بیان کند، بلکه نتوانست ذره‌ای بر قشر نخبگانی تاثیر جدید داشته باشد. این مغالطه هم که سازندگان میگویند که: اگر ضعیف بود، چرا محبین هاشمی اینقدر سوختند؟! تنها یک مغالطه غلط است. هر چه بسازیم و علیه آنها باشد، طبیعتاً ناراحت کننده است.

واشنگتن پست می تازد

سیاسیاجتماعیتحلیلنقد فیلم و مستند

واشنگتن پست می تازد

در بحبوجه جنگ ویتنام، اسناد جنگی محرمانه ای توسط یکی از کارکنان بخش ویژه وزارت جنگ آمریکا از درهای فلزی عبور کرده و روی میز «تایمز» قرار میگیرد: اسناد محرمانه روابط آمریکا و ویتنام در طی چهار دوره ریاست جمهوری از ترومن تا جانسون نشان میدهد، پنتاگون و کاخ سفید از ابتدای جنگ میدانستند که در این نبرد پیروز نخواهند شد. در واقع 70% جوانان آمریکا برای هدفی پوچ قربانی شدند.

این خبر ابتدا در «تایمز» منتشر میشود که بلافاصله با شکایت کاخ سفید این نشریه متوقف شده و در انتظار دادگاه از کار می‌ایستد. کاترین گراهام که موسس و مدیر نشریه محلی واشنگتن پست بود، با همکاری بنجامین سی. بردلی (سردبیر) ادامه این اسناد چهارهزار صفحه ای را منتشر میکند با این عنوان که  کاخ سفید مسئول خیانت بزرگ به مردم است. چند ساعت بعد از حرکت مینی کامیون های انتقال روزنامه، با شکایت پنتاگون، نشریه واشنتگن پست با عصبانیت شدید جانسون متوقف شده و به دادگاه احضار میشود.

 اگرچه این روزنامه با مشکل مالی بزرگی مواجه بود و بدلیل محلی بودن آن در معرض ورشکستگی، اما شجاعت این بانو و این سردبیر قهرمان، باعث شد نه تنها نشریات تایمز و واشنگتن پست از توقیف خارج شوند، بلکه به حکم دادگاه ویژه و قاضی القضات آمریکا ( قاضی بلیک)، این حکم صادر شد: بنیانگذاران کشور به مطبوعات آمریکا مصونیت کامل می‌دهند تا در خدمت مردم و دموکراسی باشند.مطبوعات باید خدمتگذار مردم باشند نه دولت.

پس از این ماجرا، بازهم واشنگتن پست درخشید. در ماجرای واترگیت و جاسازی شنود توسط ماموران FBI در دفتر حزب دموکرات در نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری، اسناد این توطئه توسط روزنامه واشنگتن پست فاش میشود و در پی این رسوایی، رییس جمهور استعفا میدهد. یک روزنامه، یک رییس جمهور را به خاک زد.

نشریه قهرمان واشنگتن پست توانست اعتماد مردم را جلب کند. شعبه هایی در سراسر آمریکا تاسیس شد تا به صیانت از دموکراسی بپردازند. حالا این روزنامه به یکی از بزرگترین روزنامه های بین المللی تبدیل شده. البته خانواده گراهام نتوانست سالها بعد این روزنامه را مدیریت کند؛ به همین خاطر اکنون شرکت آمازون این نشریه را اداره میکند که بنظر بنده منحرف شده و در زمین صهیونیزم بازی میکند.

وقتی آخرین سکانس این فیلم معرکه را میدیدم و لبخند شوق زده‌ای بر لب داشتم، ناگهان به فکر فرو رفتم: آمار شکایت های دولت امید به قوه قضاییه برای تعقیب نویسندگان و روزنامه ها به شدت بالاست. فی الواقع نه تنها نویسندگان روزنامه ها، بلکه نویسندگان مجازی هم بخاطر پست ها و نظراتشان بصورت مستمر در دادسراها گرفتاراند. حسین قدیانی یکی از همین اشخاص است که اخیراً ماجرایی عجیب برای وی رخ داده.

برای دموکراسی باید جنگید

باید خطر کرد

حتی به قیمت زندان و شکنجه

حتی به قیمت مرگ

اما بعد از آن پیروزی است.

 

12 سال بردگی

سیاسیاجتماعینقد فیلم و مستند

12 سال بردگی

هنگامیکه در لحظات اوج این فیلم قرار میگیرید متوجه زیبایی اثر گذار آن بر روی تمام ابعاد مختلف زندگی بشری خواهید شد. اما کجای این داستان شما را مجذوب خود خواهد ساخت؟ کدام سوژه و کدام ماجرا میتواند شما را ساعتها برای دیدن پایان داستان مردی میخکوب بنشاند؟ نویسنده بدنبال چه بوده است؟

واقعیت اینست که اگر چه سالهاست چرخ تمدن بشری میچرخد، اما این چرخ همان چرخ قرن نوزدهم است که اکنون برای قرن بیست و یک میچرخد. در واقع عصری که ما با افتخار تمام در تلاش هستیم تا لحظات مملوء از آزادی و دموکراسی را با لنز دوربین های "آی فون" خویش ثبت کنیم، همان نقطه مقابل دایره ای است که برای قرن نوزدهم میچرخیده و اکنون آن سوی این دایره را افتخار حضور دارید.

هنوز هم عمو تم ها هستند و هنوز هم شلاق های بیرحم عریان! برده برداری مدرن، همه ما را به بند کشیده است. ما در بند تکنولوژی هستیم و مدرنیته ای که پیشرفته ترین نظام برده داری را برای ما رقم زده. هنگامیکه نمایندگان تطمیع شده مجلس آمریکا با دستانی خالی بسوی بزرگ‌اربابان خویش بازگشتند و ضمن نطقی احساسی، خود را در برابر خواسته ملت که منع برده برداری سازمان یافته بود، ناتوان اعلام کردند، تنها یک سخن توانست عصبانیت جلسه مخفیانه آنها را فروکشاند: ما برای همیشه برده دار خواهیم بود و آنها همیشه برده!

بشری که به کمک نیروی عظیم رسانه هیچ چیز جزء مصرف در زندگی خود نمی‌بیند؛ بشری که هر روز بدنبال آخرین مدل‌های خودرو و پیشرفته ترین کنسول بازی و گران قیمت ترین پالتوی پوست است، آیا اسیر و برده نیست؟

لیبرالیسم توانست به خوبی این نظام را مدیریت کند تا هم منافع برده‌ها تامین شود و هم منافع برده‌داران! در آخر کار هم اگر بخواهی از این نظام خارج شوی و طمرد نمایی، زیر بار اقساط و وام‌های بانکی خورد خواهی شد و دست کم زندگی ات را مصادره خواهند کرد.

تنها کافی است یکبار طعم آزادی و دموکراسی تلخ آنها را بچشیم تا برای ابدیت به بردگی جدیدمان وارد شده باشم. ما مجبوریم در بورس شرکت کنیم؛ وام بگیریم و مجبوریم مدرن زندگی کنیم. به بردگی مدرن خوش آمدید.